یکشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۹

خواب علی

دیشب خواب دیدم، من کشوری داشتم، زیبا، چهار فصل، پر از معادن و جنگل های بسیار
من رئیس کشورم بودم و همه به من احترام می گذاشتند و از من فرمان می بردند
من هر کار که می خواستم می کردم و خوب...در کشور من کسی نمی توانست به من چیزی بگوید
خلاصه در خواب هر چه خواستم انجام دادم و هیچ کس نگفت چرا؟
البته عده ی اندکی هم می خواستند من رئیس نباشم، خوب چون کشور و آدم های توش مال من بودند... دستور دادم آنها را از کشور انداختند بیرون!
بسیار خواب خوبی بود و بسی نشاط رفت...
جای من بودید دوست داشتید هرگز بیدار شوید؟

2 نظرات:

میم.کیوان گفت...

اگه می دونستم خوابه آره. ولی اگه فکر کنی واقعیت داره. چرا باید بیدار شی.

آقا گرگه گفت...

احمدی نژاد شده بودی ؟؟؟