زندگی من به نظرم همانقدر غیر طبیعی، نا معلوم و باور نکردنی میاید که نقش روی قلمدانی که با آن مشغول به نوشتن هستم. گویا یکنفر نقاش مجنون وسواسی روی جلد این قلمدان را کشیده. اغلب به این نقش که نگاه می کنم مثل اینست که به نظرم آشنا میاید. شاید برای همین است...شاید همین نقش مرا وادار به نوشتن می کند.
1 نظرات:
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا /سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
ارسال يک نظر